تبليغاتX
فقط برا دلتنگیام - جدال عقل و دل 2


فقط برا دلتنگیام

حرف دل

سر شار ازعشق شوى و سرشك

تا

سراج راه شوى و سرور بمانى .

آنگاه

سروش آسمانى را به سرور ، در دل مى شنوى

سپس

سزاوار پرستيدن

اگر

سفال تَنَت را در راه دوست بشكنى !

آنگاه مى رسى به ))ت((

))ت (( يعنى

تبارك الله به سويت مى نگرد !

اگر

تباه كنى نفست را

سپس

تاراج رفتن دلت را با كجاوه عشق شاهد باشى .

اگر

تجسم عينى عاشق شوى

تپش دلت را مى شنوى

كه

تمثيل عشق شدى !

سپس مى رسى به ))د (( همان كه :

داغ درد و دريغ بر پيشانى دل دارد،

از دورى دلبر!

اگر حضرت عشق دستى بر دلت كشيد .

درخشش نور را در دل مى بينى !

سپس

دف زنان و سماع كنان

به

ديار دلبر كه همان

دهكده دلداگي است ، گام مي گذاري!

آنگاه مى رسى به ))الف(( قامت دوست :

در اين لحظه بايد

با اخلاص احرام بپوشى !

و

اعتكاف پيش گيرى

آنگاه حضرت عشق اجابتت مى كند

و اين لطيف ترين اجر توست !

سپس

اِنجيل به دست مى نشينى

و

افطار خود را با يك لقمه

اغماض باز مى كنى .

وقتى رسيدى به((ش(( يعنى نيمه راه را آمدى ، آن زمان است كه ،

شاهد شِكَر دهان

و

شاعر شِكَر گفتارى مى شوى

و

شاكر به در گاهش

و

شايسته زيستن با عشق

اگر

شتابناك و شوقمند در تعالى روح بكوشى .

و

شراب بى خويشى را نوش كنى

و

شرح دلدادگى خود را بيان

كه

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387| ساعت 11:32| توسط نسیم| |