تبليغاتX
فقط برا دلتنگیام


فقط برا دلتنگیام

حرف دل

انگار همين ديروز بود ، يادت مياد اونروزي را كه آخرين نسيم هاي پاييزي همراه خودشون يك نسيم تازه را مي آوردند ، آره اون نسيم كوچولو خود خود خودم بودم .

هر سال با وزش همون نسيم پاييزي تو همون روز پاييزي يك احساس خيلي قشنگي داشتم ، حسي كه بهم مي گفت داري كم كم بزرگ مي شي، برام قشنگ بود، قشنگ ترين احساس ، هر سال با ذوق و شوق تموم منتظربودم تا همون نسيم پاييزي خبر يك سال بزرگتر شدن ام را برام بياره ، اما ...

اما امسال .........

فردا روزيه كه قراره نسيمي كه هميشه زيباترين نسيم برام بوده خبر يك سال بزرگتر شدن ام را بياره ، اما اينبار ... اما اينبار اصلا عجله ندارم . اينبار اصلا دلم براش تنگ نشده ، اينبار اصلا ذوق و شوقي براي شنيدن اين صدا كه هرسال صبح روز بيستم آذرماه بيدارم مي كنه كه پاشو امروز روز تولدته را ندارم .

دلم گرفته .........آخه امروز آخرين روز از بيستمين سال زندگيمه .

چه زود دير مي شود ... چه زود دير مي شود ... انگار همين ديروز بود !!!

نسيم پاييزي من تو اين 20 سال هيچوقت به طنين صدات گوش نكردم كه ببينم با خوشحالي خبرم مي كني يا با صدايي گرفته ؟؟؟ هيچوقت نفهميدم تو سال گذشته از دستم راضي بودي يا نه ؟؟؟ به خاطر همينه كه دلم گرفته ، آخه نمي دونم اصلا تو اين 20 سال چكارهايي كردم ، خوب بودم يا بد ؟؟؟

يعني خدا ازم راضيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نسيم پاييزي من دلم گرفته ..... نكنه فردا دلم برا كودكي هام تنگ بشه ، نكنه ....... نسيم پاييزي من مي تونم ازت خواهش كنم فردا يكم ديرتر بياي ؟!!!!!!!!!!

حسي مبهم سرتاسر وجودم را فرا گرفته ، مبهم تر از هرچيز................طاقت بيش گفتنم نيست........

چه زود دير مي شود...

 

               

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386| ساعت 19:52| توسط نسیم| |