فقط برا دلتنگیام
حرف دل
باران مي بارد آرام آرام و به همراه خود مسكني از بوي تو٬ بوي عشق٬ بوي پاييز دلتنگم دلتنگ قاصدكهايي كه خبر از تو دارند و دليل رفتن تورا به من گوشزد ميكنند نم نم باران گونه هايم را خيس ميكند و راز اشكهايم را نگه ميدارد راز زندگي يك عشق ابرهاي بي كسي من باريدن گرفت و روزي كه پايان پذيرد موعد ديدار است و چه زيبا روزيست موعد ديدار آن روز كه قاصدكها سوار بر موج نسيم همراه هيا هوي باد خبري از تو آورند بوي تو را به مشام رسانند وتكرار من پايان پذيرد روزیست كه حس باورت نزديك ميشود و براي در آغوش كشيدنت لحضه شماري ميكنم و چه زيبا روزيست موعد ديدار (شاعر:خواهرم البته با کمی تغییر توسط یک دوست)


نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387| ساعت
15:42| توسط نسیم| |
