تبليغاتX
فقط برا دلتنگیام


فقط برا دلتنگیام

حرف دل

خنده ي تلخ من از گريه غم انگيزتر است

كارم از گريه گذشته است بدان مي خندم

 

        

نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386| ساعت 20:52| توسط نسیم| |

اين عشق آتشين پر از درد بي اميد در وادي جنون و گناهم كشانده بود

رفتم كه داغ بوسه ي پر حسرت ترا با اشك هاي ديده ز لب شستشو دهم

رفتم  كه ناتمام بمان در اين سرود رفتم با نگفته به خود آبرو دهم

رفتم مگو،مگو،كه چرا رفت ، ننگ بود عشق من و نياز تو و سوزو ساز

از پرده ي خموشي و ظلمت ،چو نور صبح بيرون فتاده بود به يكباره از ما

رفتم كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم در لابلاي دامن شبرنگ زندگي

رفتم كه در سياهي يك گور بي نشان فارغ شوم زكشمكش و جنگ زندگي

من از دو چشم روشن و گريان گريختم از خنده هاي وحشي طوفان گريختم

از شر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت و جدال گريختم

اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز ديگر سراغ شعله آتش زمن مگير

مي خواستم كه شعله شوم سركشي كنم مرغي شدم به كنج قفس بسته و اسير

روحي مشوش ام كه شبي بي خبر زخويش در دامن سكوت بتلخي گريستم

 

نالان ز كرده ها و پشيمان زگفته ها

ديدم كه لايق تو وعشق تو نيستم

 

 

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386| ساعت 20:32| توسط نسیم| |