تبليغاتX
فقط برا دلتنگیام


فقط برا دلتنگیام

حرف دل

سلاممممممممممممممممممممم

خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۸/۸/۸۸ شما را یاد چی می اندازه؟اصلا این تاریخ یادآور چیز خاصی براتون هست؟

خب آره میلاد امام رضا (ع) قربونش برم امروز بود اما امروز یه روز مهم دیگه هم برای من بوده ....

فکرتون مشغول شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روز ازدواجم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روز تولدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ها ها ها .... خیلی جالبه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز یه روز خیلی قشنگی برام بود اصلا باورم نمی شد این روز اینقدر باحال بشه....

می دونید چیه؟ سوم دبیرستان که بودیم یعنی حدودا ۵ سال پیش تموم بچه های کلاس باهم قرار گذاشتیم ۸/۸/۸۸ ساعت ۸ صبح بریم دبیرستانمون همدیگر را ببینیم اما شانس بد می دونی چیه؟ تاریخ قرارمون جمعه که بود هیچی... تازه مدرسه ی دبیرستانمون هم کوبیدند دارند دوباره می سازند!!!!

باورکنید اصلا فکرشم نمی کردم بچه هامون بیاند اما گفتم من حتما می رم سر ساعت ۸ رفتم دم همون مدرسمون که دارند می سازندش ۱- ۲ دقیقه که منتظر بودم دوستام یکی یکی پیداشون شد از یه کلاس حدودا ۳۵-۳۶ نفره ۱۷ نفره بچه ها اومدند رفتیم داخل پارک روبروی مدسمون نشستیم نزدیک ۲ ساعت گفتیم و خندیدیم و عکس گرفتیم ...البته بازم می خواستیم حرف بزنیم اما بچه ها عجله داشتند یکی یکی رفتند... خیلی خوش گذشت ...کاش می تونستم عکسای این روز قشنگ را هم براتون بذارم اما شرمنده خصوصیه!!!

ولی واقعا خوش گذشت هیچوقت باور نمی کردم بچه ها بیاند اما اومدند...

واقعا چقدر زود دیر می شود......... انگار همین دیروز بود... سوم دبیرستان واقعا بهترین سال تحصیلم بود سرکلاس که فقط خنده تازه خوبه صندلیه جلو هم نشسته بودم درس نمی خوندیم فقط شیطنت

یادش بخیر یه روز رفتیم کلی التماس مدیرمون کردیم و گفتیم ما می خواهیم یه شب تو مدرسه بخوابیم گفت باید از آموزش و پرورش اجازه بگیرم ...

یادش بخیر چه شبی بود اون شب که حدودا همه ی بچه های کلاس بودیم معروف بودیم به سوم ریاضی ها واقعا شر بودیم البته با اجازتون سردستشون من بودم  همین کارا رو کردم یه دانشگاه خوب قبول نشدم ولی ارزشش را داشت روزای واقعا قشنگی بود... واقعا زیبا...

وای چقدر حرف زدم ببخشید دست خودم نبود خاطره ها هجوم آوردند تو ذهنم....

ای کاش همه ی دوستام که اومده بوند و کسایی که نیومده بودند خوشبخت و سعادتمند باشند و گاهی یاد روزای شاد گذشته یه لبخند شیرین روی لباشون بیاره...

         

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388| ساعت 10:54| توسط نسیم| |